عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

741

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

85 ما ابعد الصّلاح من ذى الشّرّ الوقاح : چقدر دور است تقوا و شايستگى از كسى كه بسيار بى شرم و شرير است . 86 ما احسن الجود مع الأعسار : چه خوش است جود و بخشش در حال ندارى . 87 ما اقبح البخل مع الأكثار : چقدر زشت است بخل در حال دارائى . 88 ما احسن العفو مع الاقتدار : چه خوش است عفو و گذشت در حال قدرت . 89 ما اقبح العقوبة مع الاعتذار : چقدر زشت است كيفر كشيدن در حال عذرخواهى گنهكار 90 ما اكثر العبر و اقلّ الاعتبار : چه بسيار است پندها و چه كم است پذيرفتار پند . 91 ما عمّرت البلدان به مثل العدل : هيچ چيز مانند عدل و داد شهرستانها را آباد نمى كند . 92 ما حصّنت الأعراض به مثل البذل : هيچ چيز مانند بخشش آبروها را نگه نمى دارد . 93 ما شكرت النّعم به مثل بذلها : هيچ چيز به مثل نعمت بخشى شكر نعمت را بجا نمى آورد . 94 ما حصّنت النّعم به مثل الأنعام بها : هيچ چيزى همچون بخشيدن نعمت را نگهدارى نمى كند . 95 ما حرست النّعم به مثل الشّكر : هيچ چيزى بمانند سپاسگذارى نعمت را نگهبانى نمى كند . 96 ما حصل الأجز به مثل الصّبر : هيچ چيزى بمانند صبر اجر و ثواب را تحصيل نمى كند . 97 ما اشاع الذّكر به مثل البذل : هيچ چيزى مانند بذل و بخشش نام انسان را بلند و هويدا نگرداند . 98 ما اذلّ النّفس كالحرص و لا شان العرض كالبخل : هيچ چيزى همچون حرص انسان را خوار نكند و هيچ چيزى همچون بخل آبرو را معيوب نسازد . 99 ما اقبح الكذب بذوى الفضل : چقدر زشت است دروغ گفتن با اهل فضل و دانش . 100 ما اقبح البخل بذوى النّبل : چقدر زشت است بخل ورزيدن با راستان و بزرگان 101 ما امن المؤمن حتّى عقل : مؤمن تا خردمند نشود ايمان نياورده است ( چون شرط ايمان داشتن عقل است ) 102 ما كفر الكافر حتّى جهل : كافر تا نادان نشود كافر نمى گردد . 103 ما بقى فرع بعد ذهاب اصل : پس از رفتن اصل ديگر فرعى باقى نمى ماند .